روزنگار
روزنگار
روز چهارشنبه مورخ:
۰۹ فروردین ۱۳۹۶[ه.ش]
1 رجب 1438[ه.ق]
2017 Mar 28[میلادی]

پایگاه خبری تحلیلی مشهدسر - کد : 67808 مورخ:[1395-04-22 13:23:01] چاپ

خواهر پنجمین شهید مدافع حرم بابلسر:
«محمدامین» می‌دانست قرار است شهید شود/ التماس می‌کرد برای شهادتش دعا کنیم

خواهر پنجمین شهید مدافع حرم بابلسر با بیان اینکه این شهید روزهای آخر قبل از رفتنش به سوریه حس و حال عجیبی داشت، گفت: محمدامین بسیار خوشحال بود، انگار می‌دانست قرار است شهید شود.

«محمدامین» می‌دانست قرار است شهید شود/ التماس می‌کرد برای شهادتش دعا کنیم

به گزارش مشهدسر؛ فاطمه‌زهرا کریمیان خواهر بزرگوار طلبه شهید «محمدامین کریمیان» پنجمین شهید مدافع حرم بابلسر طی گفت‌وگویی اظهار کرد: محمدامین تنها دو سال از من بزرگتر بود و این باعث شد ما با هم بسیار صمیمی باشیم و این صمیمیت به حدی بود که این اواخر هم با هم در قم درس می‌خواندیم.

وی افزود: محمدامین اهل مادیات نبود، با آنکه تفاوت سنی بین ما کم بود اما او همیشه مرا راهنمایی و کمک می‌کرد و من و او مثل دو دوست صمیمی بودیم.

خواهر پنجمین شهید مدافع حرم بابلسر با بیان اینکه این شهید روزهای آخر قبل از رفتنش به سوریه حس و حال عجیبی داشت، تصریح کرد: محمدامین بسیار خوشحال بود، انگار می‌دانست قرار است شهید شود، یادم است وقت رفتن از تمام اقوام و فامیل خداحافظی کرد و به مزار شهدا رفت و با آنها نیز وداع کرد.

 



فاطمه‌زهرا کریمیان با تاکید بر اینکه می‌دانستم محمدامین شهید می‌شود، خاطرنشان کرد: خبر شهادتش را زمانی فهمیدم که در مسافرت بودم، هنگام غروب بود که دوستانم با من تماس گرفتند و از من پرسیدند آیا محمدامین در سوریه است در حالی که به‌خاطر مسائل امنیتی ما به کسی نگفتیم محمدامین به سوریه رفت و همه فکر می‌کردند او برای تبلیغ در لبنان است.

وی ادامه داد: اقوامی که با من در سفر بودند نیز گفتند همین الان باید برگردیم، از آنجا هم شک کردم که نکند محمدامین شهید شده باشد، هنگام برگشت موقع سحر بود که یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت محمدامین کریمیان برادرت است گفتم بله، گفتم چه شد، گفت زنگ زدم حالش را بپرسم در آنجا تقریباً فهمیدم و از دخترعمویم پرسیدم محمدامین چیزیش شد و جالب بود که غروب من و دخترعمویم در مورد شهادت محمدامین صحبت می‌کردیم و دخترعمویم در پاسخ به من گفت غروب در مورد چه موضوعی حرف می‌زدیم و من پرسیدم پس محمدامین شهید شد، گفت بله، آنجا بود که فهمیدم.

این خواهر شهید مدافع حرم در پایان گفت: بعد از اینکه خبر شهادت را شنیدم غم عجیبی قلبم را فرا گرفت، با خود گفتم حالا دیگر بدون محمدامین چه‌کار کنم اما وقتی به‌یاد می‌آوردم که چگونه با چهره‌ای دلنشین و مهربان با التماس از ما می‌خواست که دعا کنیم تا شهید شود دیگر سکوت کردم و خوشحال شدم از اینکه برادرم به آرزویش رسید، هر چند دوری و بدون محمدامین زندگی کردن بسیار دشوار است اما با خاطراتش زندگی خواهیم کرد و ادامه‌دهنده راه او خواهیم بود.

© 1394 پایگاه خبری تحلیلی مشهدسر . تمامی حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.