مورخ:[1396-08-03 01:05:01]
»
»جولان فقر در شهر ثروتمند بابلسر/ خانواده‌ای که پاییز را در چادر سر می‌کنند +تصاویر

در همین شهر، در بابلسر، به دور از هیاهوی وعده و وعید، فارغ از دغدغه‌های روز و شبمان، در کنار لقلقه انسانیت روی زبانمان، زیر همین آسمان، در شب‌های سرد پاییز، کودکی بیمار، شب را به روز می‌رساند.

جولان فقر در شهر ثروتمند بابلسر/ خانواده‌ای که پاییز را در چادر سر می‌کنند +تصاویر

به گزارش مشهدسر؛ در همسایگی ما، در همین نزدیکی، دور از هیاهوی زندگی پر زرق و برق، به دور از دغدغۀ من و تو، خانه‌ای‌ست سرد.


خیلی وقت‌ها همسایۀ‌مان، گرسنه هم اگر باشد، ملالی برایمان نیست، همین که ما سیر هستیم کافی است.


خیلی وقت‌ها از کنارمان در خیابان، کسی رد می‌شود که سر به زیر در فکر سرخ کردن گونه‌های خود با سیلی است.


می‌گفت: همسایه‌مان یک فرزند خردسال بیمار دارد و خانه‌ای که سقفش چادری است، آسمان که می‌بارد، به یاد سقف خانه و سرمایی هستم که این کودک بیمار باید تحمل کند.

 


نه برقی، نه آبی و نه حتی گازی که وسیله‌ای گازسوز را بتوان با آن روشن کرد، با خانم همسایه که صحبت کردم می‌گفت: شوهرم بیکار شده و ارث اندکی که داشتیم را به امید یک سرپناه فروختیم و با پولش توانستیم این تکه زمین را بخریم، اما دیگر پولی برای ساخت خانه نداشتیم.


با این اجاره‌ها توان اجاره خانه‌ای را هم نداریم که سرمای زمستان را زیر سقفش بگذرانیم، مجبور شدیم آلونکی چادری بسازیم و زیر سقفش زندگی کنیم.

 


می‌گفت: شاید یک شب داشته باشیم و آن هم به زحمت شکممان را سیر کنیم و شبی دیگر نداشته باشیم که حتی کودکمان را سیر کنیم.


در همین شهر، در بابلسر، به دور از هیاهوی وعده و وعید، فارغ از دغدغه‌های روز و شبمان، در کنار لقلقه انسانیت روی زبانمان، زیر همین آسمان، در شب‌های سرد پاییز، کودکی بیمار، شب را به روز می‌رساند.

 


در همین شهر قصه کودکی روایت می‌شود که تن کوچک و رنجور از بیماریش بستری به جز زمین و رواندازی به جز آسمان ندارد.